اسم و رسم هنرمند فقيد تورج نگهبان با تاريخ ترانه ايران ، همساز و دمساز است. او از سرآمدان نسل "دوم" ترانه سرايان ما است.جايي كه بيژن ترقی،پرويزخطيبی،كريم فكور، اسماعيل نواب صفا، منيره طه ،نظام فاطمی،عبدا... الفت و معينی كرمانشاهی- اغلب از ترانه سرایان" گلها"ی رادیو-همكناران نگهبان اند.او ترانه سرای خاطره های ماندنی با همنفسی این صداهای باصداست:گوگوش،دلكش،مرضيه ،پروين،مهستی،پوران،بنان،ایرج،ويگن و داريوش.
خاص و خواص ترانه ای
تورج نگهبان (۱۳۸۷- ۱۳۱۱ ترانه سرا و استاد دانشگاه) سه ترانه خاص برصدا و لحن خاص گوگوش،نوشته دارد.به نوعی دیگر خاص از این جهت که به لحاظ مختصات لحنی و صدا موسیقایی حداقل دو مورد آن را می توان خاص در مجموع آثار گوگوش بر شمرد که به طور اجمالی به آن شاره می شود:
اگه تو با دل من يكدل و همراهی بگو / از دلم بی خبری يا اگه آگاهی بگو
تو با من قهری بگو، آشتی اگه هستی بگو /نمي دونم چی بگم ، هر چه كه می خواهی بگو
ساكت و سردی چرا؟
سردی آوردی چرا؟
با دل خسته من
چرا بد كردی چرا؟
دل تو پيش دل ِ خسته و رنجور نمی ياد / سنگ و شيشه كه با هم جور نمی ياد
به شب تيره و افسرده آزرده دلا / غم و تاريكي می ياد،نور نمی ياد
بگو
گوگوش ِ موسیقی ایرانی و حکایت حلقه مفقوده
ترانه " بگو" يكي از متفاوت ترين و هنوز بديع ترين ترانه هاي غير پاپ يولِر در كارنامه گوگوش است كه نوع خوانش و تحريرهای تازه و غير تكراری او را در حال و هوای با پايگی و نغمگی ِ موسيقی دستگاهی و لحن ايرانی ( اين جا دستگاه شور) منطبق بر درك صحيح معنی و بار حسی و توصيفی ِ واژه ها به زيبايی و تازگی ِ همچنانش می توان نشان و اشاره بود. فراز و فرودها و موج های صوتی گوگوش، همه در فضای موسيقی ايرانی است و همچنان خاص ِخودِ او و نه در قالب های آزمايش شده و تکراری این ژانر كه اين نكته قابل تامل سالهاست در نقد آثار گوگوش مكتوم مانده است!
موسيقي قوی بابک افشار و خاصه ساز بندی هايی منطق مند،استفاده نو از ساز ِ قانون (ساز كهن ايرانی و نه عربی) به عنوان ساز ِ پایه قطعه موسيقي اركستر تلفيقي ايراني- كلاسيك در سي و هفت سال قبل ،استفاده از ويلن با كوك ايرانی و با آرشه اي با حس و تكنيك دار و نیز جان نوازی فلوت از ويژگی های اين ترانه است كه صدای با صدای خواننده و راوی آن و رنگ صدای او كاملا در تناسب با اين فضای اركسترال و رنگ بندی صوتی است.ترانه ای كه عجيب و بشكوه دوستش مي دارم، عاشقش هستم و نازنین مادرم - یادش سبز- با آن نفس می کشید!
انگشتر هزار نگین
صنایع ادبی تورج نگهبان
لحن های غیرقیاسی گوگوش
ترانه " انگشتر هزار نگين" به لحاظ صنايع ادبی ،تشبيهات ، اضافات ،توصيف و وحدت واژه مصوت ها غنی است .ضمن این که اغلب مبنا و چينش ِكلام واژه های تورج نگهبان - در هر دو وجه زبان شعری و ترانه ای- معمولا بر قواعد كلاسيك شعر فارسی استوار است:
همه شب خواب می بينم كه آسمون آبی شده / اين شبِ تار و سياه دوباره مهتابی شده
مي بينم صبح شده و راز من و تو همه جا / ميونِ مردم شهر، دوباره آفتابی شده
بيا تا با هم بشيم انگشتر هزار نگين
هر نگين يه آسمون، با ماه و خورشيد همنشين
بيا تا آشتی بديم گل های سرخو با خزون / بياريم مهتابو امشب روی بوم خونه مون
دل به آتيش بزنيم و دست بديم به دست هم / ورداريم سنگ غمو از روی دوش آسمون
چه خوبه جادو كنيم با هم بريم پيش خدا / تا كليد گنج عشقو بذاره تو دست ما
ببره ما رو يه جا تو سرزمين پريا / ميون ابرا، روی قاليچه ستاره ها
در این اثر گستره فضای آرام و لطيف روايی ترانه را از گوگوش،صدا سراغ داريم.غلت های صوتي گوگوش در اين ترانه در دستگاه ماهور، متفاوت از ترانة " بگو" است و به رغم در ظاهر كمی قرابتِ ريتم و ميزان(bar ) در اين دو اثر اما به هيچ وجه لحن ها را شبيه يكديگر نمي يابيم و در " بگو " Amabile یا مهربانانه خوانی و در "انگشتر هزار نگین" Condolere یا غمگنانه خوانی است. اين يكي از نكته های ممتاز و باز نيما پنهان و بهتر بگويم عجيب شخصيت صوتي گوگوش در تعدد عجيب تر او به لحاظ دارا بودن دوازده لاين لحني در مجموع آثارش است.درست خوانديم:دوازده لاين ِ لحنی!
و اين دو لحن یاد شده را به خاطر آوريم در كنار نوع لحنی Ardite یا جسورانه در ترانه ای فضا جدا و غير از دو مورد ياد شده و در فضاي پاپيولِر با ترانه ای ديگر از تورج نگهبان،آهنگ بابک افشار و تنظیم واروژان بزرگ که بر عکس همه ترانه ها بعد از اجرای آن
توسط گوگوش و به خاطر استقبال فراوان مردم از آن فیلمی سینمایی با نام همین ترانه ساخته شد! "... عاشق اسب سپيدم، دختری چابك سوارم ... گيسو نگو كمنده... " که آكسان ها و تغليظ های آوايی - به عمد و از روی آگاهی - گوگوش برروی برخی از حروف واژه های ترانه كاملا به فراخور حس ترانه و ملودی است و خاص خود این صدای تکنیکال.
سه خصلت ترانه های تورج نگهبان و سه لحن گوگوش
آثار گوگوش با ترانه نوشت های تورج نگهبان فقيد از چند خصلت ِ خاص بهره دارد .يكی ،آفتابی و عريانی ِ اجرای متفاوت به لحاظ تحرير و غلت های صوتی و تكنيك و درك لحنی گوگوش در حال و هوای موسيقی ايرانی فارغ از فضاهای معمول آن به لحاظ خوانش و اجراست.دوم تفاوت لحن اجرا در هر سه ترانة گوگوش بر متن ترانه های تورج نگهبان است و سوم، حضور بجا و تاكيدی و تازه سازهای موسيقی اصيل است.
صدایی که سازهای موسیقی اصیل ایرانی شیفته به جانش می نشیند
و آن سه تار ِ ناز!
باز به "انگشتر هزار نگين" پنجره باشم.جداي از حضور ويلن "ايراني كوك "با اجراهاي غير آرشه ای و ناخنی ( پيتزيكاتو) و اما بخصوص محور بودن ساز ِ سه تار در ملودی اين اثر به آهنگسازی پرویز اتابکی و تنظیم واروژان فقید به همنشينی با صدای گوگوش كه اصولا سازهای موسيقی اصيل ايرانی، خوب و شيفته به جان ِ جنس ِ صدايش مي نشيند ويژگی خاص اين ترانه است.فضايی كه كمتر سراغي در ديگر ترانه هايش از او سراغ داريم و البته اين اواخر و در" مانيفست" اش ،حضور كوتاه اما موكد و هوشمند و كاملا در خور ِ ساز ِ كمانچه در ميانه ترانه " آي مردم، مُردم" به آهنگ و تنظیم متفاوت مهرداد اين نكته را اظهار بود كه بستر صدای گوگوش در همنشينی با سازهای اصيل ايرانی،حزن وغوغايی خاص دارد و البته يك حيف بزرگ به خاطر تعداد کمتر این شیوه آثار هم به يادگار نهانی است!
دلکش خاطره و سه تار گوگوش
هر بار كه اين "انگشتر هزار نگین" و نغمه سه تار آن را مي شنوم به ياد مي آورم مصاحبه اي از خواننده مرحوم، دلكش را كه به ديدارش با گوگوش در اواسط دهه هفتاد در تهران اشاره داشت واز نواختن سه تار توسط گوگوش و نیز حافظ خواني و شعر سرودن او نازنین گفته بود و به خاطر می آورم حتما در خلوت گوگوش اين ترانه و آن سه تار قصه حكايت ها داشته است و باز اما حسرت كه چنين فضاهای خيلی خاص و خيلی دلی را به روی صحنه از اين هنرمند كبير نمي توان ديد و در خلوتخانة خاطرش اما حاضر به نهان است!
یار ما آن دارد و این نیز هم!
آن طور که در وبلاگ همسفر گوگوش آمده است و جای دیگری نبزخواندم چه زیبا و بشکوه در این روزهای ترانه،کمی تا قسمتی زخمی،گوگوش درهمان آغاز کنسرت با شکوه اخیر یکم شهریور ماه( تصویر پایین)درسالن nokia theatre،محزون و جای هر کلامی و با داشتن چنین تریبونی اما تنها از یاد تورج نگهبان گفت و همدلی با خانواده آن فقید... "این که می گویند آن خوش تر ز حُسن،یار ما آن دارد و این نیز هم!" و باز یادم آمد گوگوش هم از نوادر انسان های " آن" دار و هنرمندان به معنای حقیقتی صاحب گوهر- جوهر درون است و هم ماه غزلناز زیبایی "این" صورت وسیرت.تا همیشه چنین مانا و حُسن اش همیشه در فزون بادا.الهی.
لحن شناسی ترانه های گوگوش در کتیبه ترانه زندگی تورج نگهبان در اپیزود
با سپاس ازنازنین بانو آنسه امیری،بانو زری،بانو مرجان،بانو رودی،آزیتای عزیز،نازنین ساره،بانو شیما و مرضیه جان
