تبليغاتX
کتیبۀ حوّا
کتیبۀ حوّا

پیش در آمد

"شب سپید" آلبومی است که به لحاظ شیوه -اجرا، نوع کلام و موسیقی، برش فضاهای متعددی را برای مخاطبان ِ این بار با طیف متعدد ومتفاوت خود، صدا و احساس شده است.

وُکالیته و تکنیکال های آوایی گوگوش در سبک های متنوع موسیقی از انواع

"نیو ایج"new age،"پاپ"Pop، "لاتین"  latin ، "ترنس" trans،درفضاهای مستقل ونیز"تلفیقی"مدّ نظرش

نظیر"پاپ -هیپ هاپ" Pop, hip-hop وهمچنین قالب های تکه چیدمانی (مِدلی) Medley  و ریمیکسRemix  درشکل های مضامینی اجتماعی، نوعاشقانه ها، نوستالژیک ایرانی و نوستالژیک ملل (old song ) با رنگ های متفاوت صوتی و نغمگی لحنی ایرانی و غربی ترانه ها- منظورازغربی صرفا قطعۀ مِدلی بین المللی نیست- برخی از ویژگی های شب سپید به شمار می آید که در مجموع به نظر می رسد" تست زنی مخاطبان" نیز بیش از پیش در این تنوع منظور نظر بوده است.

وجود همین تعدد و کثرت ِدر ظاهر اما درعین وحدت و فردیت  به لحاظ  جذب مخاطب از گسترۀ  قدیمی ودیر باز ِ آن تا تازه شنیدارش و در لایه های بینابینی خود طبعا بر کلیت اثر هم مواهبی را مترتب می شود و هم مصائبی را!

یکی از مهم ترین ویژگی این اثرهمنشینی نام سه قله نشین بی شکست ترانه نوین ایران طی بیش از چهار دهه اوج نشینی شان و در شناسنامه قطعات آلبوم است:

ایرج جنتی عطایی،شهیار قنبری و اردلان سرفراز.

دراین کتیبۀ او و درحاشیه و هامش ِ متن ِ ترانه های این اثرمطالبی تقدیم می شود و در مطلع  آغاز به این جا دربارۀ ترانه ای می نویسم که  تکه قطره ای همواره از قلب من و اشک هایم است و رفیق و زخمی ِ تنهایی ام و عجیب دلباز و خود ِ زیبایی ...و برای بسیاری نیز شاید اینچنین است!

یک) اتوبیوگرافی گوگوش در دستگاه!

این ترانه، اثری است که به نظرم  امضای شخصی گوگوش  را پای آن می توان به صراحت هر چه زیبایی دید و خواند- معمولا در هر آلبوم صداهای با صدا، یک ترانه اینچنینی می شود- قطعه ای که بسیار دلبسته و بایسته در همحسی با کاراکتر صوتی و شخصیتی و پژواکی های درونیات و منویات اندیشه و مانیفست او به ثبت و امضایش رسیده است و بر مدارحس ِ نرمانوازش ِ  او و تکنیک و درک علمی موسیقایی درروایت و سبک شخصی اش، مبناست.

فضای آرام ،فاخر و دلنواز لحن و نغمگی ِگوگوش در میزان (bar ) دو ضربی ۴/۲

در" گام مینور" minor  و  با مختصاتی در"دستگاه همایون" به موسیقی اصیل ما که  "آوازی است با شکوه و آرام ،موثر،جذاب و دلربا  که مهربانانه  با شنوندگانش مکالمه و درد دل می کند و مجموعه ای است از احساسات لطیف و عالی  ِ روحانی" ۱  هم عجیب آخر ِ دل بازیه !

دو) این ترانه ، پاپ نیست!

فضای موسیقی درحال وهوای " نیوایج" New age  است. ۲  فرم زیبای ملودی نوشته شدۀ مهرداد، خاصه درک صحیح او در ریز( خرده) ۳ تحریر ستانی ِ صدای گوگوش عزیز و فهم حس رستاخیزی واژه های ناب ِشهیار قنبری در تلفیق با آن مخمل ِ صدا و به تبع ِ جمیع ِ آن، تنظیمی زیبا  با سازبندی های بنیان کلاسیک- مدرن(زهی کلاسیک:ویولن، ویولنسل و بادی کلاسیک: فلوت سحر آمیز" پدرو " و زخمه ای و مدرن:گیتار- ملودی و نه آکورد- ) در کوک ها و نواخت های منطبق با موسیقی غالبا شرق وحضور خاص و تاکیدی ساز ِضربی  ِ با تم  ِشرقی و افکتیوهای  موجز و بجای الکترونیک در اجرای ارکستراسیون برخی از مختصات این شب سپید است.

سه) شب ِ سپید ِ عروضی !

روی ابریشم چین، نبض صداتو می شه دوخت  / فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات

می شه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت / فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات

شب سپید به لحاظ ارکان عروضی و موسیقی بیرونی- به استثنای ترجیع بند آن " برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم ....به تو فکر می کنم"- بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات بنا شده است؛وزنی که در اصطلاح"جویباری"است و البته خارج از اوزان "رایج" ترانه ای۴  

تکنیک هایی نظیر "استعاره و مجاز" یعنی این که کلمات را با رعایت اصل زیبا شناختی در خارج از عادات روزمرۀ زبانی به کار بردن در جایی که  نبض صدا رو "می شه دوخت " و اسم رو به "شعله" گره زد و حتی " ته موندۀ دریارو به یادت سر کشید" و استعاره زیبای باران از اشک در این مصراع قابل تامل است: "داره باز بارون می باره اول و آخر حرفام" به این معنی که وقتی حرف می زنم، ازابتدا تا پایان حرفهایم  اشک می بارم! همچنین وجود واژه ها و ترکیب های اضافی و توصیفی و تصویری بدیع که سبک ترانه سرایی قنبری است و هنر گوگوش در آوا ساختن آن تصویر و دمیدن معجزه سان به کالبد واژه ها- به قول فروغ عزیز از جنس آنها که " تو می دمی و آفتاب  می شود"-، دیرینه های ماندگار این دو است از دورهای"دو ماهی" و "حرف" تا به امروز.

چهار) عاشقانه ای بی حتی یک حرف از عشق!

این ترانه، یک" نوعاشقانه" لطیف ولبریز از تصویر و بیان بدیع ترین احساس های یک عشق حقیقی، فارغ از تب و تاب های معمول و حتی نامعمول آن و بسیار با وقار و فاخر- و نه عشق ِ تو سری خور!- در واگویه ای است که ضمیر و خطابش از او جدا نشده است که اما او را  "گم " کرده است و دچار "فراق" های معمول نیست و ناله و ضجه های زننده هم در آن یافت نمی شود!

غم نهفته و پیدای عاشق، آن چنان لطیف - و غمی صمیمی ! - است حتی که برای حقیقت ِ " روز سیاه" و رویای " تصاحب ماه" ،- به او-، به تو" فکر می کنم " هایش، مایۀ "تحمل" زیستن ِ حتی بی اوست و او در این نبودن به کنارش با دستان خودش ،"چاقوی  دست ساز نمی سازد تا بر دل خویش فرود آوَرَد!"  ۵

چنین است که او را حس می کند و وقتی دریک جایی از"شب"  او را گم می کند در یک " سحر" ، با بوسه ای پیدا" یش می کند و می یابدش مثل سلام پایان شبانه  و سحری ِ شبنم و گل.این "دلبازی"هر چند  زخمی ِ "تنهاییه" ولی چه زیبا و چه لطیف و " دل دانه"  و رنگین، "دونۀ سرخ ِ اناره که خود زیباییه"! همان انار که سهراب سپهری می گفت " دانه های دل " است و کاش مردم، دانه های دلشان پیدا بود!

و اینها در شرایطی است که در یک خط از این ترانۀ لبریز و گلریز از عشق ، احساس و لطافت و نجابت آن، یک نشان از واژۀ"عشق" نمی بینی!

پنج) اعجاز آواز و این اشک های سه گانه !

اما اینها را نوشتم تا نیز بگویم که در یکان یکان ِ این دل دل های راوی اول شخص،ترانه بانو با حس ناب و شعور بالای احساسی و تکنیکی حاصل از فهم دل تکه های ناب و تازه جان ِ ترانه و بخصوص تجربۀ حسی او و زیست او در این حال و هوا و  جان ِ این دقایق ِ دلباز، این مانا ترانه را جان و جانمایه آواز و نماز شده است .همچنین سخت معتقدم حدوث این ترانۀ ماندگار و قله نشین، بی نیت حس و حضور گوگوش واژه انجام نمی شد و نیز این که" موسیقی شعر، در کیفیت خواندن است که خود را آشکار می سازد و بس! ". ۶

اوج بیان این حس و احوال در زیباترینه های اعجاز در تازگی و رستاخیزی ترانه واژه ها  و خواندن بشکوه و نرمآغوش به گوش ِ دل در این جاست:تصویری از حقیقت زیست یک زن و غم شکوهمند و سرافراز او که چقدر ناز است و حوّایی حقیقت و نه میرَنده و نه نازل و بی ارزش و در عین حال و در"کلیت" اثر تاکید دارم شرح دلی است از هم نبضی و همصدایی آرام و دلنوازش با نهفته ها نگفته های یک" انسان" فارغ از زن بودن و مرد بودنش:

اشکای من گوله گوله ،می چکن رو ماهیتابه

همه دود می شن می سوزن، شام من گریه کبابه

اشک های"سه گانه"ای که درادامه،قطره گی و گولّه گی  های آن را به "رو کتابام" و "رو شمع روشن"اش می بینیم و می خوانیم و آیینه ای است از نگفته های دلی مان از گم کردن کسی، اگر دلی و نگاهی اینچنین داریم.

شش) واژه هایی برای تماشا ، نه فقط شنیدن!

شیوه و لحن بیان واژه های " گوله گوله " و"قطره قطره" به ترتیب در اشک های نخست و دوم مورد اشاره  و بخصوص" تفاوت بیان" و کشش و آکسان گذاری و تاکید بر روی تک تکِ چهار واج ِ آنها در " گوله گوله " ماهیتابه و"گوله گوله" شمع روشن چنان زیبا و استادانه است که تو علاوه بر حجم ِ قطره گی و گوله گی،حس آن را در هر یک از آن فضاها و با آن تکنیک صدا می توانی نه تنها ببینی که تماشا کنی! استفادۀ  گوگوش از" ابزار آوازها" یا مصوت ها و صامت های واژه ترانه ها، با توجه به معنا و تصویر بیانی کلمه را به آواز در آوردن و حس شخصی او باز هم عالی و متعالی و استادانه ، آموزنده است.

علاوه بر نوانس nuance  ۷ صوتی زیبای "فکر می کنم " جدای از متن خوانش ترانه و در زیر صدای زمینه موسیقی تاکید تمپو و ضربی ِ آن و بیان زیبای "ک" فکر می کنم همچنین  تلفظ " ک" درچندین باره های" فکر" می کنم  های ترجیع بندهای متن که حتی  بسیاری از خوانندگان ممتاز و خوب ما آن " ک"  را صرفا با نوع خوانش "صامت های انسدادی" بیان می کنند،قابل تامل است. البته اشتباه نشود، از لحاظ علم آواز،هیچ ایرادی به آن عزیزان هنرمند وارد نیست و تنها می گویم که اما برای گوگوش عزیز، یک حُسن است.

هفت) گوگوش تکنیک

تحریرهای ترکیب دو صدایی و چند صدایی پایان واژۀ بند و سطر ترانه- بهترین نمونه تحریر انتهای" به تو فکر می کنم " در یکی مانده به پایان ترانه وهمچنین مصوت کوتاه خوانی " اِ" همیشه زیبا و خاص و تازۀ گوگوش به پایان های لفظی "سپیده ، ندیده، چکیده"  در "دل دل کشف سپیده،تو سفرهای ندیده / پُر فوارۀ رنگین،از دو چشم تو چکیده" و هر یک بدون شباهت با قبلی و با "ریز تحریر" های خاص خودش، نحوۀ تلفظ "های غیر ملفوظ" انتهای " ندیده " و بخصوص" چکیده"، لفظ زیبای صامت انقباضی "خ" در "آخرش کدوم سحر..." با "خ" دراواخر"داره باز بارون می باره اول و آخر حرفام" که بیان و آکسان هر یک با توجه به معنای مصراع و حس و" آن ِ" آن لحظه  از نگاه و فهم گوگوش متفاوت است.

اولی با حس غلیظ  حسرتی و پرسشی و دومی با حس توصیفی به خوانش آواز در آمده است.

هشت) امان از این ماه و آه ِ گوگوش ِ ماه ِ ما !

بیان بشکوه" ماه" در چهار ترجیع بند ترانه و متفاوت کشش مشخص شده بر روی نت این دو کلمه که در اولی و آخری آکسان بر روی "م" ماه  و در ماه ِ ترجیع بند دوم و سوم ، تاکید و  تغلیظ صوتی  بر"ه"  یا  همان های ملفوظ و نیز کشش "آ" میانی و حس آوای تغلیظ  و سکون "ه" که گوگوش بسیار هنرمندانه و شخصی، در این دو و با توجه به حس خود و مفهوم  شعر صدای همزاد ِ " آه " را بر این ماه برای شنونده اش صدا شده است.لحاظ صحیح و فنی امتداد و کشش نت های همنام( خط اتحاد) و غیر همنام ( خط اتصال)  در " سیاه " برای تحمل روز سیاه و نیز "ماه" برای تصاحب رویای ماه  و غیره برخی از تکنیکال های اوست . ۸

نه) آری شود ولیک به خون جگر شود!  ۹

در کنار موارد ذکر شده، احاطۀ ترانه بانوی ایران به گام ها ومباحث علمی موسیقی ایرانی و دانش او در مباحث  فنی ِ آوازی  ِانواع موسیقی های کلاسیک و روز ملل، محدودۀ صوتی وسیع گوگوش در راحت خوانی وزیبا خوانی نت ها و گام های بالا از شاخصه های شخصیت صدای خاص اوست  که حاصل سال ها ممارست و کندوکاوهای جسورانه، مطالعه و آموزش و تمرین و تمرین و خون دل خوردن هاست.

و اینها و بسیار بسیاری که تکنیک و وسواس هنری و قابلیت های مانای گوگوش را تشکیل می دهد که من در حد دانش مختصر و کوتاه خویش نوشتم.جنبه هایی از دانش و شعور ممتاز این هنرمند بالا و والای این سرزمین کهن که بگذار بگویم اما افسوس معمولا ناگفته و پنهان می ماند!

ده) هیچکی مثل تو نبود. همین!

از گوگوش نازنین وعزیزبسیار سپاسگزارم که کهن زمانی است همواره مرا واداشته است که شوقانه از او در حد و اندازۀ حتی حقیر خویش بیاموزم و به اندازۀ خورجین قدیمی ام با او، توشه ها بردارم برای تازه ها و نیز جبری شیرین داشته باشم که برای درک و دانستن بیشترش، حتما می باید صفحات انبوهی از شنیدارها و دانسته هایش و نیز کتاب هایی را و اندوخته هایم را مرورکنم. برای همین است که ماه نازنین:"هیچکی مثل تو نبود...!" ۱۰

پا نوشت :۱- از روح الله خالقی آهنگساز نامی و خالق جاودانه " ای ایران " و ترانه های بسیاری برای مرحوم بنان ۲- در آثار آنسوهجرتی های عزیزان هنرمند در بخش ترانه ای تا کنون نشنیده ام و در اینسویی نیزعلیرضا کهن دیری،آهنگساز و تنظیم کننده ای است که دراین سبک و اخیرا در بخش ترانه ای با صداهای عزیزان محمد اصفهانی و احسان خواجه امیری آثاری دارد. نمونه زیبای خارجی نیو ایج را در آثار"انیگما" و"انیا" می توان یافت ۳ -اصطلاح "خرده تحریر" را محمد رضا لطفی آهنگساز و نوازنده نامی تار اطلاق می کند ۴-این وزن به لحاظ بحرعروض اینچنین است: رمل (چهار هجایی ) مثمن (چهار رکن در هر مصراع) مخبون (از ریشه  فاعلاتن گرفته شده) محذوف(هجای آخر حذف شده) ۵- نقل به مضمون از شاعرمرحوم حسین پناهی ۶-ازدکترمحمد رضا شفیعی کدکنی درکتاب"موسیقی شعر"۷- واژه ای را در لایه های مختلف بیان تک تک حروف آن با شدت و کاهش و نجوا و صدا خواندن- ۸-بیان زیبا و موکد" ماه" و نیز"مه تاب"را دراین مانا صداهای ارجمند در گوش دارم:ابی، داریوش، فرهاد فقید، ناصرعبداللهی فقید و نازنین، مانی رهنما،حمید حامی و علیرضا عصار  ۹-از حافظ۱۰ - ترانه کم شنیده از بانو گوگوش به سروده ترانه ایرج جنتی عطایی عزیز موسیقی بابک بیات فقید و تنظیم واروژان مرحوم وبزرگ.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |